تبليغاتX
اشک یخ -

اشک یخ

با گريه بخند

 ايمان بيداد
 به عهدي داد
 روح فريب ام ، بي تو ... بي تو
 قانون گردابم ، سرابم ، نقش آبم
بي تو ... بي تو
 بي ايمني ، شوريدگي ، در قعر خوابم
اي بي تو من بي خويش ، بي خويشتن ، بي كيش
خاري هدف گم كرده در دهليز بادم
بي تو ... بي تو
طيف غباري خفته بر درياي شن زار
خون شب ام
 هذيان تب آلود دردم ، بي تو
 بي تو
رمز سكوت ام
 راز بهت ام
 رنگ يادم
 بي تو ... بي تو
ي تو ، بي تو
 از زندگي بيزار
 تا مرگ راهي نيست ، بي تو
 اي بي من و در من
 بي من تو هم آني و ايني
اي بي تو من گرداب و يراني
 قانون بي رحم پريشاني
 چنيني ؟
بدرود ، بدرود
 اين اشك و هق هق گريه مردي پشيمان نيست
مردان نسل ما
 با گريه مي خندند ، بي تو
 اي بي تو من ، بي من
آيا تو هم اينگونه مي خندي ؟
 با گريه خنديدن نه آسان است
بي تو

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 20:35  توسط   |